تبلیغات
یه تعریف جامع از ایرانی ها به من بده !!!؟
 
 
 
آیا جلوییم؟ چگونه جلو هستیم؟ آیا عقبیم؟ چرا عقبیم؟ چیکار می تونیم بکنیم ؟؟؟

دختر.....

نویسنده : خانم یوسفی | تاریخ : 09:56 ق.ظ - سه شنبه 29 بهمن 1392

این داستان رو هدیه میکنم ب اون دوست عزیزی ک توو نظرات گفته بود ب مادرشون خیلی ارادت دارن...


درِ مطب دکتر به شدت به صدا درآمد. دکتر گفت در را شکستی! بیا تو.
 در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود به طرف دکتر دوید و گفت : آقای دکتر! مادرم! مادرم! و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم با من بیایید، مادرم خیلی مریض است. دکتر گفت : باید مادرت را اینجا بیاوری، من برای ویزیت به خانه کسی نمیروم. دختر گفت : ولی دکتر، من نمیتوانم، اگر شما نیایید او میمیرد! و اشک از چشمانش سرازیر شد.
دل دکتر به رحم آمد و تصمیم گرفت همراه او برود. دختر، دکتر را به طرف خانه راهنمایی کرد، جایی که مادر بیمارش در رختخواب افتاده بود. دکتر شروع کرد به معاینه و توانست با آمپول و قرص، تب او را پایین بیاورد و نجاتش دهد. او تمام شب را بر بالین زن ماند، تا صبح که علایم بهبودی در او دیده شد. زن به سختی چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاری که کرده بود تشکر کرد. دکتر به او گفت : باید از دخترت تشکر کنی، اگر او نبود حتماً میمردی! مادر با تعجب گفت : ولی دکتر، دختر من سه سال است که از دنیا رفته! و به عکس بالای تختش اشاره کرد. پاهای دکتر از دیدن عکس روی دیوار سست شد. این همان دختر بود! یک فرشته کوچک و زیبا ..



 

آخرین مطالب

» zs ( شنبه 13 آذر 1395 )
» برنامه نویسی به شیوه ی خاص ( سه شنبه 5 خرداد 1394 )
» وقت وداع بهآر ( یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 )
» داستانی جالب از خودم و عبارتی که یاد گرفتم ( یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 )
» داستان سفر میان ترم ( شنبه 19 اردیبهشت 1394 )
» مدینه فاضله فارابی ( دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 )
» عید اومد....بهار اومد:) ( یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 )
» ای مردم ایران همگی تند زبانید، خوش نطق و بیانید ( چهارشنبه 26 فروردین 1394 )
» سال خوبی داشته باشید ( جمعه 14 فروردین 1394 )
» مورچه عاشق! ( چهارشنبه 6 اسفند 1393 )
» کوزه گران زندگی ( جمعه 14 آذر 1393 )
» ی پرس مطالعه ( شنبه 1 آذر 1393 )
» ی پرس غذای خومشزه........ :) ( شنبه 1 آذر 1393 )
» شهر سوخته - شهری در آتش و عبرت ( چهارشنبه 11 تیر 1393 )
» هدیه های آسمانی 2 ( شنبه 3 اسفند 1392 )