تبلیغات
یه تعریف جامع از ایرانی ها به من بده !!!؟
 
 
 
آیا جلوییم؟ چگونه جلو هستیم؟ آیا عقبیم؟ چرا عقبیم؟ چیکار می تونیم بکنیم ؟؟؟

زنگ تفریحی که قبل از شروع کردن کلاسه

نویسنده : امیر گرجی: | تاریخ : 07:27 ق.ظ - پنجشنبه 10 اسفند 1391

سلام دوستان بیننده ای که فعلاً تعدادتون از یک نفر تجاوز نمی کنه (آدم خودشم بینندست) .

من نظرم اینه که باید برای کار خودم بر خلاف سیستم آموزشی بقیه (از آموزش پرورش گرفته تا ... نمی گم بدن هاااا) زنگ تفریحم رو اوّل روز درسی بذارم تا زور رو کسی نیاد (چه جالب!  روز و زور).

من اسمم امیر هست و همونطور که می بینید تو سمت چپ وبلاگ بخش معرّفی اسم و فامیلم نوشته اعتقاد به مخفی ماندن یا اسم حقیقی خود را نگفتن ندارم.

یه توصیف یا اینتروداکشن ساده از خودم بگم اینه که یه آدم تن سالم، در حال تحصیل و همیشه جویای چیز جدید برای یادگیری هستم.


زبان انگلیسیم به گفته خیلی از دوستان خیلی خو .....................

زبان انگلیسیم به گفته خیلی از دوستان خیلی خوبه، اوّل سال نود به طور وقت پراکنده شروع به آموزش زبان ژاپنی کردم  خیلی پیگیر و سفت و سخت هم نه ها هر وقت وقت می شد و یادم می اومد، خواستم بتونم در آبنده با عزیزان ژاپنی بتونم ارتباط برقرار کنم .

تا الان تا حدودی یاد گرفتم و اونقدر بلد هستم که جلوی یکیشون خودم رو گم نکنم و بتونم احوال پرسی کنم و از اونجایی که در استان آذربایجان تحصیل می کنم گفتم بهتره که ترکی هم یاد بگریم.

اوّل کار گفتم چه کاریه بیایم ترکی آذری و ترک استانبول رو با هم یاد بگیریم ، نه ؟

بعد تو اینترنت که داشتم می چرخیدم به یه چیز به اسم Duolingo که لوگوش یه جغد سبز هست برخوردم گفتم ببینیم چیه رفتیم توو تستی گفتیم زبونای اروپایی رو آورده ما هم از رنگ پرچم آلمان خوشمون میاد زدیم آلمان.

خلاصه یه کتاب اوّلی از بیسیک 1 رو نصفه و نیمه رفتیم جلو و صفحه رو بستیم و رفتیم فرداش گفتم:(( طرز یاد دادنش جالبه ما که خدا بهمون هوش رو داده چرا استفاده نکنیم زدم دیدم خیلی آسون داره یاد می ده و چیزی نیست که من نتونم یاد بگیرم)).

خلاصه الان تو Level مابین 2و3 هستم و خب ، الان دارم آلمانی هم یاد می گیرم (به level 18 که رسیدم اون موقع کامل یاد می گیرم).

چون ادّعایی ندارم خیلی راحت هم دارم جلو می رم راضی هم هستم.

شما هم این  کار رو بکنید خیلی سخت نیست. البتّه من هم بیکار نیستم دارم درس های دانشگاهمم رو هم دست و پا شکسته می خونم خدا رو شاکرم که به من عطش علم داد که هرچی یاد میگیرم سیر نمی شم.

یاد حدیث مولا علی (ع) افتادم: (( دو گرسنه هرگز سیر نشوند ، گرسنه علم و گرسنه مال )).

جاهای سخت بحثموون هنوز نرسیده این یه بخشی از  توصیف خودم بود که چون می خواستم خوندن مطلب تعلیق داشته باشه این بخث رو کردم (خواننده دوست داشته باشه بخونه).


 

آخرین مطالب

» zs ( شنبه 13 آذر 1395 )
» برنامه نویسی به شیوه ی خاص ( سه شنبه 5 خرداد 1394 )
» وقت وداع بهآر ( یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 )
» داستانی جالب از خودم و عبارتی که یاد گرفتم ( یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 )
» داستان سفر میان ترم ( شنبه 19 اردیبهشت 1394 )
» مدینه فاضله فارابی ( دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 )
» عید اومد....بهار اومد:) ( یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 )
» ای مردم ایران همگی تند زبانید، خوش نطق و بیانید ( چهارشنبه 26 فروردین 1394 )
» سال خوبی داشته باشید ( جمعه 14 فروردین 1394 )
» مورچه عاشق! ( چهارشنبه 6 اسفند 1393 )
» کوزه گران زندگی ( جمعه 14 آذر 1393 )
» ی پرس مطالعه ( شنبه 1 آذر 1393 )
» ی پرس غذای خومشزه........ :) ( شنبه 1 آذر 1393 )
» شهر سوخته - شهری در آتش و عبرت ( چهارشنبه 11 تیر 1393 )
» هدیه های آسمانی 2 ( شنبه 3 اسفند 1392 )